• Post on Facebook
  • Twitter
  • pdf
  • نسخه چاپي
  • save
بيشترين بازديد

فهم صحیح پس از شناخت پیامدهای تصدی نا اهلان 2

|   |   زمان مطالعات : 152
اندازه حروف Decrease font Enlarge font

فهم صحیح پس از شناخت پیامدهای تصدی نا اهلان

 

خسارت و زیان دوم:

فتح باب اجتهاد در مقابل نص

دومین پیامد زیانبار غصب خلافت را می بایست باز شدن باب اجتهاد در مقابل نص یعنی فتوی دادن و حکم دادن بر اساس نظرات شخصی و تفسیر به رأی برخلاف نص صریح دستورات خداوند حکیم است. چنین رویکردی به معنای آن است که فردی خود را به عنوان شریعت گذار و پروردگاری جعل کرده که در برابر الوهیت خداوند متعال - که تنها موجود برخوردار از حق تشریع و حاکمیت است- می بایست مورد اطاعت قرار گیرد. مساله ای که به طور قطع و یقین توسط خداوند متعال رد شده و بر این مساله تاکید نموده است که هر حکم و شریعتی که مستند به شریعت مقدس نباشد، امری جاهلی است:

·         وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ[1]؛ هر کس به آنچه خدا نازل کرده است داوری نکند، از كافران است.

 

·         وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ[2]؛ هر کس به آنچه خدا نازل کرده است داوری نکند، از ستمگران است.

 

·         وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ[3]؛ هر کس به آنچه خدا نازل کرده است داوری نکند، از نافرمانان است.

 

علت جاهلی بودن چنین رویکردی آن است که تسلیم و اعتراف به فرامین الهی از جمله شرایط ایمان کامل است و روشن است که اجتهاد شخصی در برابر نص صریح فرامین الهی نشانگر عدم تسلیم و اعتراف به دستورات خداوند متعال و در نتیجه جاهلی بودن آن است. از همین رو آیه 65 سوره نساء ایمان را منوط به تسلیم محض بودن در برابر حکم الهی و پیامبر (ص) عنوان می کند: « فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيماً»نه، سوگند به پروردگارت که ايمان نياورند، مگر آنکه در نزاعی که ميان آنهاست تو را داور قرار دهند و از حکمی که تو می دهی هيچ ناخشنود نشوند و سراسر تسليم آن گردند.

با اين حال اصحاب سقيفه در برابر فرامین الهی، باب اجتهاد گسترده ای را باز کرده و به دلایل متعدد نسبت به نصوص دینی بی توجهی نمودند که در ذیل به آن ها اشاره ای گذرا می شود:

  1. جهالت و عدم اطلاع کامل نسبت به احكام شريعت كه موجب آن می شد تا خلفاء با استنباط شخصی و تفسير به رأی اقدام به حکم کردن نمایند.
  2. حفظ منافع و اهداف شخصی و گروهی خود كه در گروی تعطیل ساختن و حذف بسیاری از نص های صریح الهی متعارض با خطّ و طریق ایشان و توجیه رفتارهای مخالف احکام الهی بود.
  3. غايب ساختن و پرده انداختن بر تنها نماینده حقیقی و زبان ناطق شریعت (علی و اهل بيت عليهم السلام).

در هر صورت و با صرف نظر از چرایی اتخاذ رویکرد اجتهادی در برابر نصوص الهی، این اقدام خلفاء از یک سو به قیمت تعطیل شدن احکام الهی -که هر کدام، منبع خیری برای امت اسلامی بودند- انجامید. ازدواج موقت یکی از این احکام بود که توسط خلیفه دوم قدغن و ممنوع اعلام گردید. امیر مومنان علی (ص) در این خصوص می فرمایند که «لولا نهي فلان عن المتعة ما زنى إلا شقي[4]»اگر نهی فلانی [خليفه دوم] از ازدواج موقّت نبود، جز انسان تیره بخت کسی زنا نمی کرد.

از دیگر سو اجتهادگرایان در مقابل نص، با تفسیر به رأی خاص خود اقدام به توجیه بدترین منکرات ارتکابی از سوی یاران و نزدیکان خود می نمودند. به عنوان نمونه مالک بن نویره[5] -که رسول خدا (ص) به بهشتی بودن وی شهادت داده بودند- توسط دستگاه خلافت کشته شده و خالدبن ولید در همان شب قتل مالک با همسر وی جماع کرده و خطّ خلافت با خونسردی و در توجیه این اقدام شنیع می گوید که خالد اجتهاد کرد و در اجتهاد خود به خطا رفت.[6]

آنها همچنین با استناد به اصل «اجتهاد» برای نبرد با خلیفه مشروع زمان خود یعنی علی (ع) مهیا شده و جنگ های جمل و صفین را به حضرتش تحمیل نموده[7]و مدعی آن شدند که این اقدام آن ها اجتهادی است که برای آن مستحق پاداش و ثواب بوده و حتی اگر به خطا نیز رفته باشند باز برایشان یک ثواب محفوظ است: «ثواب اجتهادورزی»!

فتح باب اجتهاد به مرور زمان از شکل بسیط و اولیه خویش خارج شده و در سال ها و قرن های بعد عمیق تر شده و اصول، قوانین و ضوابطی برای آن وضع شده و در نتیجه مذاهب متعددی در برابر مذهب حقه شیعه پدید آمد.

 

 

 



[1]مائدة:44

[2]مائدة: 45

[3]مائدة: 47

[4]ثقة الاسلام کلینی، الكافي، ج5، ص 448.

[5]مالک بن نویره از سران قبیله بنی‌تمیم بود که در زمان پیامبر (ص) اسلام آورده و به دلیل ارادت خاص به علی (ع)از بیعت با ابوبکر امتناع کرد و صدقات و زکات جمع شده را برای او نفرستاد. ابوبکر او را به ارتداد به علت نپرداختن زکات متهم کرد و خالد بن ولید را به سوی او فرستاد. خالد مالک را با ناجوانمردی تمام در حین نماز به اسارت گرفته و پس از اینکه زیبایی همسر وی رامشاهده کرد، او را کشته و همان شب به همسرش تجاوز نمود.

[6] ر.ک: شیخ محمدرضا مظفر، سقيفة، ص 26. (تأوّل خالد فأخطأ)

[7] محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، مجلد سوم، بخش پنجم.