• Post on Facebook
  • Twitter
  • pdf
  • نسخه چاپي
  • save

مرجعیت دینی و تاسیس نهادهای مدنی با رویکردی اسلامی

|   |   زمان مطالعات : 34
اندازه حروف Decrease font Enlarge font

 

مرجعیت دینی و تاسیس نهادهای مدنی با رویکردی اسلامی

 رهبران مذهبی و به طور خاصی مرجعیت دینی در یک جامعه می توانند نقشی اساسی در حل مشکلات و معضلات اجتماعی و تلاش برای به تکامل رساندن اجتماع از طریق برساختن نهادهای مدنی با رویکردی اسلامی ایفا نمایند.

ایشان می توانند نقش سازنده ای در ایجاد چنان فرصت هایی برای شریک سازی همه اقشار جامعه در سرنوشت کشور ، و نیز بسیج استعدادهای افراد جامعه برای تعالی بخشی به امور اجتماعی خود (همچون ایجاد کار و اشتغال، حمایت از مصالح ملت، راهبری نیرو و پتانسیل جوانان جامعه و در نهایت سامان بخشی به مقدرات کشور) ایفا نمایند. در این صورت است که می توان با عزم و اراده جمعی افراد جامعه و همراهی نخبگان، به اهداف والای اسلامی و آرمان های دینی دست یافت.

 

ویژگی های رهبری دینی در ساحت سیاسی-اجتماعی

بسیار روشن است که منصب رهبری سیاسی هر جامعه انسانی، نیازمند پیش شرط های خاصی است که عموما از ظرفیت وجودی عموم افراد جامعه خارج است. طبیعی است که رهبری و مرجعیت دینی آن گاه می تواند نقشی اساسی در فرایندهای اجتماعی و از جمله توجه به تاسیس نهادهای مدنی داشته باشد که از ویژگی های شخصیتی خاصی برخوردار باشد.

در ذیل به اهم این مولفه های شخصیتی اشاره می شود:

 

1-     داشتن تخصص و آگاهی های لازم و آشنایی به شرایط و مقتضیات زمان و مکان برای اداره امور جامعه

از جمله مهم ترین شرایط لازم و ضروری برای رهبر دینی جامعه اسلامی، داشتن تخصص و آگاهی های لازم  و آشنایی به شرایط و مقتضیات زمان و مکان برای اداره امور جامعه می باشد. رهبر جامعه در صورتی که به امور موضوعی حیاتی و ضروری برای اداره جامعه، آگاهی و اشراف کامل نداشته باشد می بایست از نظر کارشناسان و اهل فن در اداره جامعه بهره ببرد.

 اما براستی چه کسی شرایط و شایستگی رهبری جامعه را دارا بوده و با چه مکانیزمی به رهبری جامعه دینی می رسد؟ در جواب این پرسش ها باید گفت که بهترین راه حل این است که علمای دین مجموعه ای از نخبگان جامعه را برای کشف و تشخیص فردی که شرایط رهبری و مرجعیت جامعه را داشته باشد تشکیل داده و بعد از یافتن فرد صالح و شایسته، او را برای رهبری و مرجعیت تعیین و معرفی کنند. پس از آن ایشان می بایست مردم را به سوی او دعوت کنند تا با اطاعت از فرامین او در امور شرعی و اجتماعی و اداری، بتوان حرکت جامعه را بسوی اهداف از پیش تعیین شده هدایت کرد و به سر منزل مقصود رساند.

باید دانست که حرکتی را که انبیاء و پیامبران (ع)  و ائمه (ع) برای اداره امور جامعه شروع کردند بوسیله مرجعیت فقهاء ادامه پیدا خواهد کرد و فقیه همان اهداف انبیاء را دنبال خواهد نمود. [1]

2-                 جامع نگری

اعتقاد و باور بر این است که دین اسلام تمام شئونات زندگی انسان را پوشش می دهد و می توان با ارجاع مسائل جزئی و امور جدید به نصوص شرعی و اصول و قواعد عام، احکام آن ها را استنباط و استخراج نمود. مراد از جامع نگری ضروری برای یک رهبر دینی آن است که دین اسلام این نقش را برای فقیه تعیین نموده است و مسئولیت ارجاع مسائل و موضوعات جزئی مرتبط با حوزه های رفتاری مکلفان و حکومت به اصول کلی و قواعد عام فقهی را بر عهده فقیه قرار داده است. از این جهت می بایست فقیه تمام امور و شئون زندگی را مورد توجه و نظر قرار داده و احکام و تکالیفی که بتواند جوابگوی نیازهای امروزین حیات بشری باشد را صادر کرده و از رهگذر آن مشکلات فردی و اجتماعی را علاج کند.[2]

3-                 اصول گرایی و اصول مداری

 مرجعیت دینی پایبند اصول انسانی و اخلاقی است و به دیدگاه ماکیاولیستی که در آن وسیله هدف را توجیه می کند، ایمان و باور ندارد.  فقها و زعمای دینی برای رسیدن به اهداف -هر چند اهداف عالی- از اصول و قواعد تجاوز نمی کنند و به خاطر هدف، اخلاق را زیر پا نمی نهند. ایشان همواره در رفتار و کردار خود، باور سیاستمداران ماکیاولیستی را که معتقدند «هیچ گونه دوستی و دشمنی ثابت و استواری وجود ندارد و دوستی و دشمنی دائر مدار مصالح و منافع هست و آن چه که اصل و حقیقت می باشد مصلحت است که اصلی ثابت و استوار می باشد» مردود و مخدوش دانسته اند. در حقیقت باید گفت که اصول و موازین ثابتی وجود دارد که نمی توان آن ها را زیر پا نهاد و فدای مصالح کرد. چه آن که به باور ما، اساسا اخلاق و موضوعات اخلاقی نه یک موضوع نسبی که یک حقیقت مطلق به شمار می آیند.

4-                 شفافیت و صداقت در تعامل

از دیگر اصول و قواعد بسیار مهم در راهبری جامعه دینی، می توان به اصل شفافیت و صداقت رهبری و مرجعیت در تعامل با مردم اشاره کرد. از آنجا که مرجعیت شیعه از پایگاه و جایگاه مهم و با ارزشی در جامعه برخوردار است، لذا ایشان می بایست در تعامل با مردم همواره اصل شفافیت و صداقت را رعایت کرده و مورد عنایت قرار دهند. تجارب تاریخی نیز نشانگر آن است که مرجعیت شیعه در تعامل خود با مردمان و مقلدان دینی خود همواره التزام قولی و عملی خود به این اصل را اثبات کرده و  از هرگونه فریب و نیرنگی با مردم پرهیز داشته اند.

5-                 عزم جدی در اصلاح امور

عزم جدی در اصلاح امور اجتماعی از طریق تاسیس ساختار اجتماعی متمدن و دفاع از حکومت مشروع و سازمان های مربوطه آن -که نظام اجتماعی را شکل می دهند- از مهم ترین ویژگی های ضروری برای یک رهبر دینی و مرجع مذهبی است.  ما  بر این باور هستیم که در سایه دین و رسالتی که از جانب خداوند برای بشر فرستاده شده، می توان جامعه ای پیشرفته و متمدن را تاسیس نمود که تمام شئون حیات بشری را مورد پوشش قرار داده و سعادت دنیوی و اخروی بشر را نتیجه دهد.

 هرچند دین و فرامین آن به مثابه اصل اساسی در پیمودن راه کمال فردی و اجتماعی است با این حال، مرجعیت شیعه در شرایط خاص و ویژه و از باب اضطرار و با هدف حفظ نظام و ساختار اجتماعی و سیاسی، می تواند مصالح نظام اسلامی را درنظر گرفته و به احکام ثانوی عمل نموده و ظواهر برخی از احکام را نقض نماید.[3]

6-                 برخورداری از سعه صدر و روحیه اقناع سازی

برخورداری رهبر دینی و مرجعیت دینی از روحیه سعه صدر و تساهل صحیح در خصوص دیگران از جمله ویژگی ها ی ضروری و حیاتی برای رهبری جامعه دینی است. چه آن که اساسا سعه صدر به انسان نوعی بلندظری عنایت می کند که خود لازمه زعامت سیاسی جامعه است. به عنوان نمونه حضرت امیرالمومنین  علی (ع) در این خصوص می فرمایند: «آلة الرئاسة سعة الصدر. سعه صدر، ابزار رهبری و ریاست است.»

اهمیت سعه صدر و تساهل ورزی برای رهبر سیاسی و اجتماعی تا بدانجاست که حتی به خلق نیکو در تعامل با دشمنان نیز تاکید شده است: به عنوان نمونه آیه 34 سوره فصلت در این خصوص می فرماید: « ادفع بالتی هی أحسن فإذا الذی بینک و بینه عداوة کأنه ولی حمیم » [بدى ديگران را] به شيوه‏اى كه نيكوتر است دور كن كه [اگر چنين كنى‏] آنگاه آن كه ميان تو و او دشمنى است همچون دوستى نزديک و مهربان گردد. [4]

در این میان اصل اقناع سازی و تلاش برای اقناع مردم به شیوه رهبری دینی و ارزش های مذهبی جامعه و پرهیز از تحمیل هنجارهای دینی تا بدانجاست که امکان گفتگوی آزاد با هدف جلب اعتماد و اقناع یکی از راهکارهای قرآنی برای مدیریت جامعه می باشد. در آیه 255 سوریه بقره در این خصوص آمده است که « لا اکراه فی الدین ».[5]

 

7-                 نگاه جهانی و غیرمتعصبانه

از آنجا که دین مبین اسلام دینی جهانی بوده و برای تمام بشریت نازل شده و ناظر به هدایت تمام انسان ها است، لذا خداوند متعال پیامبر اکرم (ص) را به مثابه رحمتی برای عالمیان مورد خطاب قرار می دهد: « و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین ».[6] آیه ای که به نوبه خود نشان دهنده ماهیت جهان شمولانه این دین بزرگ به شمار می آید.

نیز امام علی (ع) در نامه مشهور خویش به مالک اشتر -زمانی که او را به ولایت مصر منصوب کرد-  و در اهمیت و ضرورت تعامل صحیح و عطوفانه با همه فرقه ها و نحله های دینی می فرمایند: « و أشعر قلبک الرحمة للرعیة فإنهم صنفان، أما أخ لک فی الدین أو نظیر لک فی الخلق. مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده، و با همه دوست و مهربان باش. زیرا مردم دو دسته ‌اند، دسته‌ ای برادر دینی تو، و دسته دیگر همانند تو در آفرینش می‌باشند.» [7]

در این صنف از آیات و روایات نحوه تعامل با جهان و نوع نگاه به دیگر ادیان و مذاهب و حقیقت انسانی بیان گردیده و پیشوای دینی و رهبر سیاسی جامعه مسلمین به ضرورت التزام و پایبندی به آن ها توصیه شده است.

 

 

 



[1] در کتاب «دور الائمة فی الحیاة الاسلامیة» دهها مصداق را، از باب مورد و مثال از نقش ائمه (ع) در اداره امور جامعه اسلامی ذکر شده است که می تواند مویدی  برای این دیدگاه باشند. همچنین با مطالعه و تحقیق در سیره عملی پیامبر اکرم (ص) به نتایجی در مورد ویژگی های روحی و روانی و نیز خصوصیات اخلاقی رهبر اسلامی دست یافته ایم که در کتاب « الاسوة الحسنة للقادة و المصلحین» به تفصیل از آن سخن به میان آمده است.

نیز در رساله عملیه بنام « سبل السلام » که به بیان احکام و تکالیف در امور عبادی و بندگی مکلفان همچون طهارت و نماز و روزه، و نیز امور اجتماعی همچون ازدواج و خرید و فروش و در نهایت به امور عام، همچون قضاوت و حل و فصل خصومات که در زندگی روزمره اجتماعی ایجاد می شوند پرداخته شده است. در مقدمه این کتاب به صورت مختصر و با تعیین خطوط کلی، به نقش مرجعیت دینی در زندگی اجتماعی و اداره جامعه اشاره نموده ایم. تمام این مسائل به شکل دقیق از قواعد و اصول صحیح و از منابع معتبر اسلامی استنباط و استخراج شده اند.

در این کتاب ادعا شده است که دین مبین اسلام داعیه دار اداره جامعه و رسیدگی به تمام شئون زندگی انسان ها در تمام مکان ها و زمان ها است و تمامی خلاءهای احتمالی در حیات اجتماعی و سیاسی بشر را پوشش داده است. همچنین در کتاب یادشده ذکر شده است که وظیفه فقیه و مرجعیت دینی در فتوا و بیان احکام شرعی خلاصه نمی شود بلکه دو وظیفه

قضاوت و حل و فصل خصومات بین افراد و اداره و سرپرستی امور جامعه را نیز عهده دار می باشد.

 [2]  با توجه به این مسئولیت، آیت الله العظمی یعقوبی، در مشکلات و بحران های جهانی همچون مبارزه با بیماری ایدز و نیز مقابله با مصرف دخانیات اعلام موضع کرده و راه حل های مناسب با این معضلات را مورد اشاره قرار داده است.

 [3] برای اطلاع بیشتر در این خصوص ر.ک:  کتاب سبل السلام، جلد اول، مسأله 29.

[4]   سوره فصلت، آیه: 34.

[5] برای اطلاع بیشتر در این خصوص ر.ک:  کتاب سبل السلام، جلد اول، مسأله 30 و 31.

[6]   سوره انبیاء، آیه: 107.

[7]  نهج البلاغه، نامه 53.